-
تاریخ: 1401/11/2 ساعت: 23:27
شبی رسید مرا با خودش از اینجا برد همان پرنده که من را به قصر رویا برد همان پرنده ی غمگین چه خوب می دانست نگاه سرد تو من را به عمق دریا برد به وعده های سر خرمنش امیدی نیست که سهم رنج مرا هم شبانه ،یکجا برد من انتخاب نکردم کسی که با نانی تمام عزت ده را شبی به یغما برد بیار باده و اول به خاک تشنه بریز...
یلدا
-
تاریخ: 1396/10/21 ساعت: 1:58
دوباره حافظ و باز فالی از تو من و این لحظه های خالی از تو یلداتون مبارک . . . . + نوشته شده در جمعه یکم دی ۱۳۹۶ساعت ۲:۱۲ ق.ظ توسط حميد فراهاني |
ل
-
تاریخ: 1395/7/21 ساعت: 14:33
فرصتی نیست بیا دغدغه ی هم باشیم و در این لحظه کنار گل مریم باشیم باد پاییزِ غم انگیز و غروبی مجروح شاید اینبار دراین حادثه مرهم باشیم لحظه ها از پسِ تردید، نفس گیر شدند تا به کی از پس این آینه مبهم باشیم چشم در چشم به هم خیره و لبریز از شوق فارغ از دغدغه ی عالم و آدم باشیم فرصتی نیست زمستان زده دستا...
از عسل . . .
-
تاریخ: 1395/7/21 ساعت: 14:33
خالق نگاه ناز تو را از عسل گرفت شاعر تو را ردیف عزیزِ غزل گرفت در جستجوی موی تو رفتند تا خیال بین صفوف کفر و حقیقت جدل گرفت شهد نگاه گرم تو را در شراب ریخت گنجی که رازهای نهان از ازل گرفت پیکر تراشِ بتِ مغرور خیره ماند خشمت رسید و دامن لات و هبل گرفت تیر نگاه ناز تو می رفت در غبار. . . . لیلا به شوق...
صورت یخ زده
-
تاریخ: 1395/7/21 ساعت: 14:33
پی حرف مردم را می گیرم به خانه ی خودم می رسم به اتاق خودم به قاب عکس تو *** بر می گردم تا شیطان را از پوستم بیرون بیاورم ؛ عکس شناسنامه ام را پاره پاره می کنم و جلد شناسنامه ام را عوض می کنم باید شب را بیرون بخوابم کسی نمی داند چقدر خودم را باید از اتاقم و جانمازم دور نگه دارم. . . *** پی حرف مردم ر...